X
تبلیغات
قرآن ،مذهب و زندگی - علم و قرآن
شناخت مذهب و بهره مندی از قرآن با هدف زندگی بهتر

۱.اقسام علم كه در قرآن به آنها اشاره شده

قرآن كریم به روش‏های علمی یعنی چهار قسم علوم اشاره كرده است؛ یعنی: گاهی به شیوه عقلی توجه كرده و انسان‏ها را به خردورزی و تفكر فرامی‏خواند و تشویق می‏كند (بقره / 73 و 242، یوسف / 2، انبیاء / 10، مومنون / 8، زخرف / 3 و بقره / 219، روم/ 8، آل‏عمران / 191، نحل / 44، حشر / 21 و...)

و گاهی توجه انسان را به طبیعت جلب می‏كند و او را به كیهان‏شناسی و طبیعت‏شناسی و انسان‏شناسی و... تشویق می‏كند (آیات سوره رعد، حج / 5، مومنون / 12 - 21، نحل / 3 - 17 و ...)

و گاهی توجه انسان را به عمق تاریخ جلب می‏كند و داستان‏های عبرت‏آموز پیامبران و ملت‏های پیشین را بیان می‏كند، و یا وقایع تاریخی صدر اسلام (همچون جنگ‏ها و...) را گزارش و ثبت می‏كند (سوره انبیاء، یونس، یوسف و كهف و....) و گاهی از وحی و الهامات الهی به انسان‏ها سخن می‏گوید (شورى / 51، مومنون / 27، طه / 38) و علم الهی را كه از نزد خدا به برخی انسان‏ها می‏رسد (= علم لدنی) گوشزد می‏كند (كهف / 65).

هر چند هدف قرآن بیان جزئیات تمام علوم بشری نبوده، اما می‏توان در قرآن اشاراتی به علوم مختلف یافت. به عبارت دیگر قرآن به روش تعقلی، تجربی، نقلی و شهودی توجه كرده است و نمونه‏هایی از آن‏ها را در قرآن یادآوری نموده است و همین توجه قرآن به روش‏ها و منابع علوم، به معنای لزوم به كارگیری این منابع است.

۲.كاربردهای علم در قرآن:

واژه «علم» در قرآن كریم به چند معنا به كار رفته است:
الف: علم به معنای خاص یعنی «الهیات»:
قرآن كریم هدف آفرینش جهان را آگاهی انسان از «علم و قدرت الهی» معرفی می‏كند (طلاق / 12)

 یعنی آگاهی از صفات خدا را به عنوان علم اعلی و هدف خلقت برشمرده است، و نیز در برخی آیات قرآن از علم «لدنی» یعنی دانشی كه خدا به انسان آموزش می‏دهد، سخن گفته شده است (وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْماً (كهف/ 65))

البته این معنای از علم، از مصادیق مهم دانش، بلكه با فضیلت‏ترین علم است.

ب: علم به معنای عام:

قرآن كریم می‏فرماید: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ»15 «آیا كسانی كه می‏دانند و كسانی كه نمی‏دانند برابرند؟»

به نظر می‏رسد مقصود از «علم» در این آیه مطلق علم و دانش است كه شامل همه اقسام علم مفید می‏شود.
و در آیه دیگر می‏فرماید:  «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ»( مجادله /11)

«خدا كسانی از شما را كه ایمان آورده‏اند و كسانی را كه به آنان دانش داده شده، به رتبه‏هایی بالا می‏برد»؛ در این آیه نیز «ایمان و علم» به عنوان دو معیار جداگانه برای برتری افراد شمرده شده است. از این جداسازی روشن می‏شود كه خود «علم» موجب فضیلت افراد است، و این علم مقید به الهیات نشده است پس مطلق است و شامل همه دانشمندان می‏شود.

و در آیه دیگر می‏فرماید: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» (فاطر / 28)؛ «از میان بندگان خدا، فقط دانشوران از او هراس دارند»؛

در این آیه نیز از دانشورانی یاد شده كه نشانه‏های خدا را می‏شناسند و عظمت و مقام او را در می‏یابند، از این رو از نافرمانی او هراسناكند، اما جالب این است كه بخش قبلی آیه فوق و آیه قبل از آن سخن از نشانه‏های خدا در صحنه طبیعت همچون نزول باران، رویش میوه‏های رنگارنگ، جاده‏های كوهستانی رنگارنگ و انسان‏ها و جنبندگان و دام‏ها با رنگ‏های مختلف است، سپس از دانشمندان فوق الذكر یاد می‏شود.

این مطلب نشان می‏دهد كه مقصود از علم، دانشوران در این آیه، علوم طبیعی نیز هست، یعنی دانشمندانی كه از طبیعت‏شناسی به خداشناسی می‏رسند.

از این مباحث روشن می‏شود كه اگر در قرآن، علم، معیار برتری معرفی شده و دانشمندان مورد تشویق قرار گرفته اند، مقصود همه اقسام علوم مفید و دانشمندان همه رشته‏های علمی مفید بوده است.
البته ارزش هر علم به معلومات و دانسته‏هایی است كه افراد می‏آموزند، اگر دانش الهی باشد، آن علم ارزش بیشتری دارد.
ضمنا اگر علوم تجربی دارای جهت‏گیری الهی باشند و انسان را به خداشناسی عمیقتر رهنمون شوند، ارزش پرداختن به آنها بیش از پیش خواهد بود.

آری قرآن مجید به این علوم دعوت می‏كند به این شرط كه به حق و حقیقت رهنمون شوند و جهان‏بینی حقیقی را كه سرلوحه آن خداشناسی می‏باشد در برداشته باشند وگرنه علمی كه انسان را سرگرم خود ساخته، از شناختن حق و حقیقت باز دارد، از نظر قرآن فاقد ارزش است.

در دسته بندی علم با توجه به آیات قرآن این  موارد هم قابل تاملند:

اختصاص و انحصار داشتن یکسری از علوم به خداوند:

255بقره - 29 آل عمران - 97 مائده- 116مائده-59الانعام-9 ابراهیم - 38 ابراهیم - 85 الاسرا (علم روح ) 22-26کهف-52 طه -63 الاحزاب -11فاط-47فصلت- 85 زخرف ...

حتمی بودن عذاب عالمان بدکردار:

101-102بقره -120بقره- 145 بقره - 19 آل عمران - 49 مائده- ...

تفاوت داشتن علم با حکمت:

129 بقره - 151 بقره - 251 بقره - 48 آل عمران - 110 مائده -  22 یوسف - 74الانبیاء- 14 قصص...

محدود بودن علم انسان:

 280 -184بقره- 41 توبه - 34-40 انفال- 46 هود- 21 یوسف- 39 انبیاء...118-169--157بقره- 157نساء- 104 مائده - 108-119-140-144-الانعام- 6-93-97-توبه- 55یونس- 24 الانبیاء- 13 قصص....70 نحل - 5 حج

استفاده از لفظ علم به معنی امتحان:

143 بقره- 140-142-166-167- آل عمران - 94 مائده - 16 -43 توبه - 21 سبا...

حصول علم کامل پس از این دنیای مادی:

60-67-108-135الانعام-7 اعراف -39-93 هود- 39-55نحل-75 مریم-42 فرقان- 227 الشعراء...

۳.بررسی چند دیدگاه پیرامون علوم قرآنی

تقریبا همه دانشمندان علوم قرآنی متفق القولند که خداوند متعال به برخی از علوم، در قرآن اشاره کرده است.
اما پژوهشگرانی که از گذشته تا حال اقدام به پژوهش در این زمینه در ابعاد گوناگون کرده اند نظرهای متفاوتی را ابراز داشته اند:

نظر اول

عده ای از آنان را اعتقاد بر اینست که پرداختن به علوم مربوط به جهان هستی منجمله علوم تجربی از ویژگی‌های ذاتی قرآن است و مبانی علمی مهمی پیرامون علوم یاد شده در قرآن نهفته شده و بشر امروز برای کشف آنها در حال برداشتن گامهای نخست میباشد؛
نظر دوم

گروه دوم  بر اين تصور هستند كه متن قرآن در بردارنده همه علوم است: "و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین"

نظر سوم

عده ای دیگر از پژوهشگران قرآن هم معتقدند که گرچه بی ترديد، قرآن در برانگيختن انديشه‌ها به سمت توليد علم و دانش نقش بسزايي را ايفا كرده و اشاراتی هم بصورت موردی و بر حسب نیاز کلام، به برخی از علوم دارد، اما اینکه ما بخواهیم تمام پدیده های علمی و تجربی را بر قرآن منطبق کنیم کار درستی انجام نداده ایم؛ چه بسیار نظریات علمی که امروز حقیقت محض پنداشته میشوند و فردا رد میشوند؛ در زمینه تطبیق علوم با قرآن نباید راه افراط و تفریط را پیمود(نگارنده در جایی خواندم که نظریه رشته ها را با آیه ۸۸ سوره نمل("وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ إِنَّهُ خَبِیرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ":
"کوه‏ها را مى‏بینى‏، و آنها را ساکن و جامد مى‏پندارى‏، در حالى که مانند ابر در حرکتند؛ این صنع و آفرینش خداوندى است که همه چیز را متقن آفریده‏؛ او از کارهایى که شما انجام مى‏دهید مسلّماً آگاه است‏") تطبیق داده اند، در حالیکه نظریه یاد شده فقط و فقط در حد یک نظریه  است یعنی هنوز اثبات نشده و حتی بسیاری از دانشمندان علم فیزیک آنرا نپذیرفته اند!)

اینکه كوشيده‌اند تا اثبات كنند در قرآن، اشاره‌‌هايي به قوانين طبيعي و علمی وجود دارد و آنها را به عنوان وجوه اعجاز علمي قرآن برشمرند؛ بدون شك در تمام موارد، نمیتواند مقرون به صواب باشد.

اينكه بگویند قرآن به گفته خود (تبياناً لِكُلِّ شيء) است و یا اینکه هر رطب و یابسی در آن بوده و بر اساس این عبارات قرآني بايد بتوان جواب هر سؤالي را از قرآن كريم دريافت كرد و تنها کافیست ما برنامه ای رایانه ای داشته باشیم تا به مدد آن بتوانیم پاسخ تمام مسائل علمی خود را از قرآن استخراج کنیم، نمیتواند سخن درستی باشد چرا که اصولا خود قرآن تصريح كرده كه درباره برخي مسائل اصلاً سخن نگفته؛ به طور مثال، در قرآن مي‌خوانيم: "و رسلاً قد قصصناهم عليك من قبل لم نقصصهم عليه": "و پيامبراني را فرستاديم كه داستان آنها را براي تو پيشتر گفته‌ايم و پيامبراني كه داستان آنان را براي تو نگفته‌ايم".

و یا خداوند در وصف كتاب موسي و الواحي كه در كوه طور به ایشان داده شد، مي‌فرمايد: "و ثم آتينا موسي الكتاب تماماً علي الذي احسن و تفصيلا لكل شيء و هدي و رحمه لعلهم بلقاء ربهم يومنون" : "سپس به موسي كتاب داديم تا (نعمت را) بر آن كه نيكي كرده است تمام كنيم و براي روشن كردن هر چيز و براي رهنمون و بخشايش؛ شايد آنان به لقاي پروردگارشان ايمان آورند".

و نيز مي‌فرمايد: "و كتبنا له في الالواح من كل شيء موعظه و تفصيلاً لكل شيء" : "و براي او در الواح در هر زمينه، پندي و براي هر چيز، تفصيلي نوشتيم"؛ آيا ميتوان بر این اساس ادعا نمود در الواح حضرت موسي همه چيز بيان شده بوده؟ بايد گفت همان‌طور كه مفسران نيز يادآور شده‌اند، منظور از «هرچيز»، آن چيزي است كه منطقا از کتاب آسمانی انتظار مي‌رود.

بنابراين استدلال به جمله های  "و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین" و"تبياناً لكل شيء" براي اثبات اين فرضيه كه قرآن حاوي همه علوم و فنون است، استدلال درستی نیست و اصولا لزومی ندارد که قرآن در بردارنده تمام علوم باشد، بلکه ویژگی هدایتگر بودن قرآن برای اثبات بلند مرتبگی آن کافیست و اگر مقصود تاکید بر اعجاز آن باشد، برای اثبات معجزه بودنش همین بس که اگر تمام عالم جمع شوند نخواهند توانست آیه ای نظیر آیات آنرا بیاورند همانطور که در خود  قرآن کریم این مطلب صراحتا بیان شده.

در برابر، ما با طرح یکسری اشکالات در مورد قرآن نیز مواجه هستیم که عدم انطباق قرآن با علم و منطق را میخواهند نتیجه بگیرند و اینها بیشتر بازی با الفاظ است تا بحثهای مبتنی بر دلیل و منطق که چون تبیین نادرستی طرح اینگونه مسائل نیاز به شرح و توضیح زیادی دارد، در اینجا تنها به پرداختن و پاسخگویی به یک مورد بسنده میکنیم.

بعضیها اشکال کرده اند که چون در قرآن آمده است: "إِنَّمَا النَّسِیءُ زِیَادَةٌ فِی الْکُفْرِ یُضَلُّ بِهِ الَّذِینَ کَفَرُواْ یُحِلِّونَهُ عَاماً وَیُحَرِّمُونَهُ عَاماً لِّیُوَاطِؤُواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللّهُ فَیُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللّهُ زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ"(توبة/ 37)

نسیء در فرهنگ مصر باستان، حسابی نجومی برای و از سویی برداشت زراعت و ... بوده و نوعی دانش به حساب می آمده، پس قرآن علم را با کفر برابر قرار داده است!

در پاسخ این شبهه نخست بايد معناي نسيء را بیان کنیم؛ نیاز انسان به وقت شناسي در طول اعصار و ازمنه در اموری مانند کشاورزی و مسافرت و مهاجرتهای فصلی و ... او را بر آن داشت تا اقدام به تدوین تقویم نماید.

اين تقويمها که متناسب با هر قوم و مليت، با لحاظ اعتقادات ديني و مذهبي گوناگون آنها، متفاوت از بقیه و خاص هر کدام شکل گرفته بود، در عربستان نیز شکل ویژه ای داشت.

در اواخر عهد جاهليت برخي از مردم عربستان بنا به مسائل اجتماعي و دنيوي با به كار بردن روش خاصي به نام نسیء در این تقویمها تغييراتي دادند.

تا قبل از ظهور اسلام نسيء در عربستان عموميت يافته و تقويم مذهبی و سياسي آن سامان بود.  در سال دهم هجري اسلام نسيء به معنای یاد شده را بر اساس آیه مذکور لغو كرد و تقويم ويژه اي را بر اساس مسائل ديني مسلمانان ارائه داد که در واقع، همان تقويمي بود كه از زمان حضرت ابراهيم بجای مانده بود.
  اسامي ماه ها در تقويم اسلامي از زمان حضرت ابراهيم تا كنون ثابت مانده است و حتي قبل از اسلام مردم اين ماه ها را به نامهای فعلی آن مي ناميده اند. اين ماه ها به ترتيب عبارتند از : محرم، صفر، ربيع الاول، ربيع الثاني، جمادي الاول، جمادي الثاني، رجب، شعبان، رمضان، شوال، ذي القعده و ذی الحجه.

قرآن كريم درباره تعداد ماه هاي قمري مي فرمايد : إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ [سوره مباركه توبة : 36]

چهار مورد از اين ماه ها يعني (ذي القعده، ذي الحجه، محرم و رجب) حرام است : مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ.

خداوند نام اين ماه ها را نياورده است (احتمالا به این علت که اعراب قبل و بعد از اسلام نام اين ماه ها را ميدانستند و نيازي به تصريح نبوده)

اعراب در اين ماهها جنگ و خونريزي را كنار مي گذاشتند و از دشمني دست مي كشيدند. از آنجا كه معيشت بيشتر اعراب بياباني از غنايم جنگي و غارت و چپاول تأمين مي شد، در ماه هاي حرام در تنگنا قرار مي گرفتند، بويژه آن كه سه مورد از اين ماه ها پشت سر هم قرار گرفته است.

عرب هاي دوران جاهليت مي خواستند محل قرار گرفتن اين ماه ها را منتقل كنند تا بين آنها فاصله بيفتد و در غارت اموال و جنگ و خونريزي آزاد باشندً!

از طرف ديگر در ماه ذي حجه که مراسم حج برگزار مي شد و اين ايام (كه مردم از جاهاي مختلف به مكه سرازير مي شدند ، فصل خوبي براي تجارت بود) یک مشکل وجود داشت و آن هم این بود که با تغيير فصول، گاهي كه ذي الحجه در فصل زمستان قرار مي گرفت و موجب زيان هاي اقتصادي براي آنها مي شد.

لذا اعراب به فكر افتادند روشي را به كار برند تا بتوانند موسم حج را در يك فصل تجارتي مناسب ثابت نگهدارند وجاي ماههاي حرام را هم تغيير دهند. براي اين كار لازم بود تا اختلاف سالهاي قمري از سال هاي شمسي را به نحوی جبران نمايند.

براي انجام اين كار از علوم رياضي و نجوم يهودیهاي همسايه خود كمك گرفتند و نام آن را هم نسيء گذاشتند.
در این روش کارهای بی اساسی میکردند، مثل اینکه ماه اول سال را به میل خود حذف کرده و ماه دوم را به جایش قرار میدادند!
متوليان امر نسيء كه قلمس ناميده مي شدند، هر سال در موسم حج حاضر میشدند و "نسيء" آن سال را اعلام مي كردند؛ با اين حساب ايام حج هميشه در زمان رسيدن محصولات و ميوه ها و مزروعات (اوايل پاييز) بود!!

پس قرآن كريم كه چنین نسيئی را كفر ناميده، نه تنها با علم و دانش به مخالفت بر نخواسته بلکه کاری در دفاع از علم و دانش حقیقی و در مخالفت با جاهلان و منفعت طلبان انجام داده است و نسیء مورد نظر قرآن ربطی به نسیء مصر باستان و ... ندارد!

بهرحال قضاوت پیرامون این دیدگاهها به خواننده محترم واگذار میشود. [حتما نظر بدهید.]

۴.علم آموزی از تمام منابع ممکن از نگاه قرآن

همانگونه كه‌ قرآن‌ مجيد، تعليم‌ و تعلّم‌ را تشویق میکند، دستور علم آموزی از تمام منابع ممکن نيز، از قرآن‌ قابل اخذ است.

 در قرآن‌ مجيد مي‌فرمايد: "فلولانَفرٌ مِنْ كُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم‌ طائِفةٌ لِيَتَفَقَهوا في‌ الدّين"‌؛ به این معنا که مسلمین از هر طايفه‌ و قوم‌ و قبيله‌اي‌، يك‌ دسته‌ را براي‌ تحصيل‌ علوم‌ و معارف‌ ديني ‌بفرستند.

در صدر اسلام، مدينه‌ النبی مركز فقاهت‌ يعني‌ فهم‌ و استنباط‌ احكام‌ و مسائل‌ مذهبي‌ و مجمع‌ قّراء و حفّاظ‌ كلام‌الله‌ مجيد بود. اعراب‌ حجاز كه‌اسلام آورده بودند،عموما سواد خواندن‌ و نوشتن‌ نداشتند و احكام‌ و مسائل‌ ديني‌ را نمي‌دانستند؛ اين‌ بود كه‌ اسلام‌ دستور داد كه‌ از هر قوم‌ و طايفه‌اي‌ يك‌ عدّه‌ براي‌ تحصيل‌ مسائل‌ ديني‌ مسافرت‌ كنند و بعد از آنكه‌ احكام‌ ديني‌ را آموختند، به‌ وطن‌ خود بازگردند و آنها‌ را در‌ قبيله‌ خود رواج‌ بدهند.
مصطلح‌شدن‌ كلمه‌‌ "فقه‌" ‌ در مورد علم‌ به‌ احكام‌ و دستورات‌ ديني‌، از همين‌ آيه‌ مأخوذ شده‌ است‌ (تعریفات جرجانی توضیح میدهد که:"الفقه‌ في‌ اللغة‌ الفهم‌ و في‌ الاصطلاح‌ هوالعلم‌ بالاحكام‌ الشرعيةِ الفرعيه‌ عن‌ ادلتها التفصيليه‌").

پیامبر اسلام‌ صلوات‌ اللّه‌ عليه‌ آموزش سواد توسط بعضی از اسرای جنگ بدر‌ ‌ به بیسوادان از مسلمین را فديه‌ي‌ آزادي‌ ایشان قرار داد، و اين‌ امر خود نشانه‌ كمال‌ اهتمام‌ اسلام‌ است‌ در تحصيل‌ علم‌ و به‌ اصطلاح‌ امروز مبارزه‌ با بيسوادي‌! با این دستور پیامبر، عده‌ زیادی از مسلمانان از نعمت سواد برخوردار شدند.

در  صدر اسلام‌ علم‌ و سواد در بین اعراب حجاز رواجی نداشت و شماره‌ي‌ كساني‌ كه‌ سواد خواندن‌ و نوشتن‌ داشتند‌ هم‌ معدود بود، حتّي‌ ما بين‌ صحابه‌ي‌ خاص پيغمبر نيز باسوادها خیلی کم بودند. مثل كُتّاب‌ وحي‌ (نظیر علي‌ عليه‌السلام‌ و عثمان‌ بن مظعون‌)، انگشت‌ شمار بودند، امّا بتدریج، دخول‌ ديگر اقوام‌ (مانند ملل ايرانی‌ و ترك‌ و هندی و رومی و ‌عبراني‌ و سرياني) در حوزه‌ي‌ اسلام‌ (مخصوصاً ايرانيان‌ كه‌ وارث‌ علم‌ و دانش‌ و تمدّني‌ كهن بودند) و‌ امتزاج‌ آنان با اعراب‌ مسلمان و ساير ملل‌ عالم‌ نهضتي‌ شگفت‌انگيز در علوم‌ پديد آمد و در پیدایش تمّدن‌ گسترده اسلامي‌ كه‌ تاكنون‌ مابين‌ اقوام‌ و طوايف‌ بشر نظير نداشته‌ است‌، نقشی بی بدیل ایفا کرد.

۵.اولویت علم از دید قرآن

در کتاب "تکامل در پرتو اخلاق" تالیف  "غلامرضا سلطانی" چنین میخوانیم:

درس اول را از علم و دانش (که پایه و اصل نخست از امتیازات و ویژگیهای انسان است ) شروع می کنیم :

در نخستین سوره ای که بر پیامبر (ص) نازل گردید چنین می خوانیم : "بخوان به نام پروردگارت که آفرینش را آغاز کرد؛ آدمی را از خونی بسته ایجاد نمود . بخوان و آن پروردگار بسیار بخشنده ات همان کسی است که نوشتن را بیاموخت و آدمی را به آنچه نمیدانست الهام فرمود" [علق- 1]

و در آغاز سوره الرحمن نیز می خوانیم : خدای مهربان قرآن را ( به پیامبر ) یاد داد و انسان را خلق کرد و به او سخن گفتن آموخت.

در این دو آیه  ابتدا عنایت به علم شده و سپس به خلقت انسان در آیات بسیاری ار این قبیل نیز دانشمندان را تشویق و مورد خطاب قرار داده  مانند: "او کسی است که ستارگان را برای شما قرار داد تا به وسیله آنها از تاریکیهای خشکی و دریا هدایت شوید؛ ما آیات و نشانه های خود را برای کسانی که می دانند ( اهل فکر و اندیشه اند) شرح دادیم" [انعام -97]

و در آیه دیگر می فرماید: "او کسی است که شما را از یک نفس آفرید در حالی که بعضی از انسانها از نظر ایمان یا خلقت کامل و پایدارند و بعضی ناپایدار؛ ما آیات خود را برای کسانی که می فهمند بیان نمودیم" [انعام-98]

و در باره خلقت آدم ابوالبشر چنین می فرماید : "و همه علم اسماء (شاید منظور، علم اسرار آفرینش و نام خواص موجودات است) را به آدم آموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود : اگر راست می گوئید اسامی اینها را برشمارید [بقره-31]

... در اسلام ترفیع درجات مخصوص مومنین و صاحبان علم است. چنانچه می فرماید : خدا درجات آنان را که ایمان آوردند و آنان را که دانش و علم به ایشان داده شده بالا می برد و خداوند به هر عملی که انجام دهید آگاه است.[مجادله-11]
و در آیه دیگر در باره کسی که دارای حکمت است اینچنین تعبیر می کند: "دانش را به هر کس بخواهد میدهد و به هر کس که دانش عطا گردیده خیر فراوانی نیز داده شده است و جز خردمندان متذکر نمی گردند." [بقره-269]

برای حکمت معانی زیادی از قبیل " معرفت و شناخت اسرار جهان هستی " و " آگاهی از حقایق قرآن " و "رسیدن به حق از نظر گفتار و عمل " و بالاخره " معرفت و شناخت خدا " ذکر شده است که همه آنها در یک معنای وسیعی جمع است و اعطای دانش به افراد در اثر پاکی و مجاهدات است که انسان در خود به سر حد بروز و ظهور رسانیده است.

و دیگر خشیت و ترس از خداوند خصوص دانشمندان است : (فاطر-28).

و در آیه دیگر غرض از خلقت آسمانها و زمین و آنچه در بین آنهاست را چنین بیان می کند : " الله الذی خلق سبع سموات و من الارض مثلهن یتنزل الا مر بینهن لتعلموا " .(طلاق -12)
بدیهی است که مراد از این علم، علم خداشناسی می باشد و این علم انتها ندارد و خداوند به پیامبر گرامی خویش که اشرف و اعلم موجودات است امر می کند که بگوید : " رب زدنی علما ". (طه/114)

پایان نقل قول از کتاب تکامل در پرتو اخلاق

غرض از این نقل قول، نشان دادن ارزش و اهمیتی است که خداوند در قرآن مجید برای بشر بیان فرموده است.

۶.علم مورد نظر قرآن

اگر گفته شود که از همه این تأکیدها و توصیه های قرآنی به علم، علم به خود دین مد نظر بوده است و درباره علم به معنی شناختن امور هستی، چیزی گفته نشده بوده است کسی که درست با قرآن و منطق آن آشنا باشد، این گفته را رد میکند.

این نظر شاید، از ناحیه طرز عمل مسلمین در قرن های اخیر - که تدریجاً دایره معلومات را کوچک تر کردند و معلومات خود را محدود کردند - پیدا شده باشد و الا آن جا که در اسلام، حکمت گمشده مؤمن نامیده میشود و به چنگ آوردن آن، گرچه از دست مشرکان باشد، توصیه میشود، معنی ندارد که علوم دینی مقصود باشد چرا که توصیه مسلمانان به یادگیری مسائل دینی خود از مشرکان کاملا بی ربط است.

و یا در جمله معروف رسول گرامی اسلام (اُطُلُبوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصَیِن) از چین یاد شده، به اعتبار آنکه در آن ایام یکی از مراکز علم و صنعت در نقطه ای دوردست در جهان، نسبت به مسلمانان اولیه بوده، اما همه میدانیم که چین نه در آن زمان و نه در زمان های دیگر، مرکز علوم دینی نبوده است!
واقعیت امر آن است که مقصود از علم در قرآن، علم نافع و مفید است یعنی علمی که دانستن آن، فایده برساند و ندانستن آن، ضرر داشته باشد.

پس هر علمی که سودمند باشد، آن علم از نظر اسلام، مورد توصیه و تشویق است.
اما اینکه اسلام، چه چیز را فایده و چه چیز را ضرر می داند هم بحث مهمی است که البته نیاز به مبحثی مستقل دارد!

۷.الهام از قرآن در جهت پبشبرد علوم

منطق قرآن درباره علم، به شکلی است که قابل تخصیص و اختصاص نمی باشد. قرآن، علم را نور و جهل را ظلمت می داند و می فرماید که مطلقاً، نور بر ظلمت ترجیح دارد.
قرآن صریحاً مسائلی را به عنوان موضوع مطالعه و تفکر پیشنهاد می کند.

 این موضوعات، همانهایی هستند که برای مطالعه کامل و عمیق آنها (که منطقا به شناخت کاملتر و عمیقتری هم می انجامد)، علومی از قبیل دانشهای ریاضی، زیست شناسی، طبیعی، تاریخی و ... مورد نیاز است.

 مانند آنکه خداوند در سوره بقره، آیه 164، می فرماید:
"در آفرینش آسمانها و زمین، در گردش شب و روز، در حرکت کشتی بر روی آب که به وسیله آن بشر منتفع می گردد، در آمدن و ریزش باران که سبب حیات زمین می گردد، حیواناتی که در روی زمین در حرکتند، گردش بادها و حالت مخصوص ابرها که در میان زمین و آسمان معلقند، در همه اینها، نشانه های قدرت و حکمت پروردگار است"

مسلما همه اینها، قوانین و نظاماتی دارند که شناختن بهتر این نظامات، در گرو داشتن یکسری علوم میباشد و نهایت کار آنست که فرد مطالعه کننده را به شناخت الهی و توحیدی میرساند.

قرآن صریحاً مردم را به مطالعه در این امور توصیه کرده و می دانیم که پیشرفتهای مسلمانان قرون اولیه هجری در علوم ستاره شناسی، زمین شناسی، دریاشناسی، هواشناسی، جانورشناسی، فیزیک و ... بی ارتباط به صرف همت آنان درمطالعه علوم یاد شده نبوده است.

در سوره جاثیه، آیه 2 و سوره فاطر، آیه 27 و بسیاری از آیات دیگر نیز نظیر این آمده است.

قرآن کتابی است که نخستین آیاتش، همراه با «خواندن»، «علم» و «کتابت»هستند:

"بخوان به نام پروردگارت؛ آن که آفرید؛ انسان را از خون بسته آفرید؛ بخوان و پروردگار تو کریمترین کریمان است که آموزانید با نوشتن" (علق-1تا4)

۸.بررسی رابطه بین علوم و قرآن در کلام علامه طباطبایی

علامه طباطبایی در کتاب "قرآن در اسلام" چهار رابطه بین علوم و قرآن مطرح مینماید که بسیار بجا ترسیم گشته اند:

الف ـ تجليل قرآن مجيد از علم و ترغيب در تحصيل آن

ب ـ علومى كه قرآن مجيد بتعليم آنها دعوت ميكند

ج ـ علوم خاصه بقرآن مجيد

د ـ علومى كه قرآن مجيد در پيدايش آنها عامل بوده

الف ـ تجليل قرآن مجيد از علم و ترغيب در تحصيل آن

تجليل و تمجيدى كه قرآن مجيد از علم و دانش نموده نظير آن در هيچ كتاب آسمانى ديگر يافت نميشود و درين باره همين بس كه قرآن زمان توحش اعراب را كه عهد پيش از اسلام بود زمان جاهليت نام نهاده است.

قرآن مجيد در صدها آيه بطرق مختلفه نام علم و دانش را به ميان آورده و در بيشتر آنها در مقام بزرگداشت آن ميباشد.

خداى متعال در مقام منت گذارى انسان ميفرمايد: "علم الأنسان ما لم يعلم"[سوره علق آيه 5]

ترجمه: به انسان چيزى را كه نميدانست ياد داد.

و باز ميفرمايد: "يرفع الله الذين آمنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات" [سوره مجادله آيه 11]

ترجمه: خدا ـ مقام ـ كسانى را كه ايمان آورده‏اند بلند ميكند و كسانى را كه بآنان علم داده شده چندين درجه.

و بالاخره ميفرمايد: "هل يستوى الذين يعلمون و الذين لا يعلمون" [سوره زمر آيه 9]

ترجمه: آيا كسانى كه علم دارند وكسانى كه علم ندارند مساوى ميباشند؟ ...

ب ـ علومى كه قرآن مجيد بتعليم آنها دعوت ميكند

قرآن مجيد در آيات بسيارى (كه بسبب وفور و كثرت بنقل آنها نپرداختيم) بتفكر در آيات آسمان و ستارگان درخشان و اختلافات عجيبى كه در اوضاع آنها پديد ميآيد و نظام متقنى كه بر آنها حكومت ميكند دعوت ميكند؛

بتفكر در آفرينش زمين و درياها و كوهها و بيابانها و آنچه از عجائب در شكم زمين قرار گرفته و اختلافات شب و روز و تبدلات فصول تحريض و ترغيب مينمايد؛

بتفكر در آفرينش شگفت آور نبات و نظامى كه در زندگى آن جريان دارد و در آفرينش گوناگون حيوان و آثار و احوالى كه در محيط وجود از خود بروز ميدهد تشويق ميفرمايد؛

بتفكر در خلقت خود انسان و اسرار و رموزى كه در ساختمان وجودش نهفته و بالاتر از آن در نفس و عوالم باطنى آن و ارتباطاتى كه با ملكوت اعلا دارد و بسير در اقطار زمين و مشاهده در آثار گذشتگان و كنجكاوى اوضاع و احوال ملل و جوامع بشرى و قصص و تواريخ ايشان اصرار تمام دارد و بدين ترتيب بتعلم علوم طبيعى و رياضى و فلسفى و فنون ادبى و بالاخره همه علومى كه در دسترس فكر انسانى است و تعلم آنها بنفع جهان بشرى و سعادت بخش جامعه انسانى ميباشد دعوت ميكند.

آرى قرآن مجيد باين علوم دعوت ميكند باين شرط كه بحق و حقيقت رهنما قرار گيرند و جهان بينى حقيقى را كه سر لوحه آن خداشناسى‏ميباشد در برداشته باشند و گرنه علمى كه انسان را سرگرم خود ساخته، از شناختن حق و حقيقت باز دارد در قاموس قرآن مجيد با جهل مرادف است؛ خداى متعال ميفرمايد: "يعلمون ظاهرا من الحياة الدنيا و هم عن الآخرة هم غافلون" [سوره روم آيه 7]؛ ترجمه: آنان از زندگى اين جهان ظاهر و نمودى را ميدانند و آنان از زندگى آنجهان غافلند.

و ميفرمايد: "افرأيت من اتخذ الهه هواه و اضله الله على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غشاوة فمن يهديه من بعد الله" [سوره جاثيه آيه 23]

ترجمه: آيا ديدى آن كسى كه خداى خود را هواى نفس خود قرار داده و خدا با داشتن علم گمراهش نموده و بگوش و دلش مهر و بچشمش پرده‏اى زده است؟ پس كيست كه پس از خدا او را راهنمائى كند!

قرآن كريم با ترغيباتى كه بتعلم علوم مختلفه نموده خود متصدى تعليم يك دوره كامل از معارف الهيه و كليات اخلاق و فقه اسلامى گرديده است.

ج ـ علوم خاصه بقرآن مجيد

در ميان مسلمانان علومى نيز هست كه موضوع بحث آنها خود قرآن مجيد ميباشد، تاريخ پيدايش اين علوم نخستين روزهاى نزول است و بتدريج مسائل آنها در ميان مردم نضج يافته و تنقيح شده تا بحد كمال رسيده و بالاخره محققين اين فنون تأليفاتى در آنها كرده و كتابهاى بى‏شمار نوشته‏اند.

برخى از اين علوم در اطراف الفاظ قرآن كريم و برخى در معانى آن ببحث و كنجكاوى ميپردازد؛

علومى كه در الفاظ قرآن بحث ميكند فنون تجويد و قرائت است؛ ‏فنى در كيفيت تلفظ بحروف تهجى و حالات و عوارضى كه حروف تهجى در لغت عرب در ميان الفاظ مفرده و مركبه پيدا ميكند مانند ادغام و تبديل حروف و احكام وقف و ابتداء و نظائر آن ...

و فنى بضبط و توجيه قرائتهاى هفت گانه معروف و قرائتهاى سه گانه ديگر و قرائتهاى صحابه و شواذ قرائتها ...

و فنى عدد سور و آيات و كلمات و حروف آنها و آيات و كلمات و حروف همه قرآن را احصاء ميكند و فنى در خصوص رسم خط خاص قرآن مجيد و اختلافاتى كه با رسم خط عربى معمول دارد سخن ميگويد و علمهائى كه در معانى قرآن مجيد بحث مى‏كند فنى است كه از كليات معانى آيات مانند تنزيل و تأويل و ظاهر و باطن و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ قرآن كنجكاوى ميكند و فنى است كه در آيات و احكام بحث مينمايد و در حقيقت شعبه‏اى از فقه اسلامى است و فنى است كه از معانى خصوص آيات قرآنى سخن ميگويد و بنام تفسير قرآن ناميده ميشود...

د ـ علومى كه قرآن مجيد در پيدايش آنها عامل بوده

ترديد نيست كه علوم دينيه‏اى كه امروز در ميان مسلمانان دائر و مورد تعليم و تعلم ميباشد تاريخ تأسيس و تداول آنها ببعثت پيغمبر اكرم (ص) و نزول قرآن كه معارف الهيه و قوانين شرعى را همراه خود آورده محدود ميباشد.

اين علوم در قرن اول هجرى بواسطه قدغنى كه مقام خلافت از كتابت و تأليف حديث و غيره كرده بود بطور غير منظم در ميان صحابه و تابعين دائر بود و جز عده بسيار كمى كه در فقه و تفسير و حديث مختصراتى نوشتند اكثريت مردم بطريق حفظ بتحصيل پرداخته از سينه بسينه منتقل مينمودند.

از اوائل قرن دوم بسبب برداشته شدن قدغن، مردم اول بنوشتن حديث پس از آن بنوشتن بحثهاى مربوط به علوم ديگر و بقالب زدن تأليف و تصنيف علوم را مرتب و منظم نمودند و بدين ترتيب فن حديث و علم رجال و درايه و فن اصول فقه و علم فقه و علم كلام بوجود آمد.

و حتى فلسفه نيز اگر چه در آغاز بعنوان نقل از يونانى بعربى وارد محيط اسلام شد و زمانى تقريبا بشكل يونانى خود در دست مردم بود، ولى پس از چندى محكوم طرز تفكر محيط گرديده هم از جهت ماده و هم از جهت صورت تغييراتى پيدا كرده، تحول يافت؛

بگواهى اينكه در فلسفه‏اى كه امروز در ميان مسلمانان دائر است در معارف الهيه مساله‏اى بچشم نميخورد، مگر اينكه متن آنرا و براهين و ادله‏اى را كه براى اثبات آن بكار برده شده ميتوان در قرآن و حديث پيدا كرده و از لابلاى آنها بدست آورد؛

اين سخن را در علوم ادبيه عربى نيز ميتوان مطرح ساخت زيرا امثال علم صرف و نحو و معانى و بيان و بديع و لغت و فن فقه لغت و اشتقاق اگر چه مورد بحث آنها مطلق كلام عربى است لكن بى‏ترديد آنچه مردم را وادار بتتبع و ضبط و تنقيح اصول و قوانين اين علوم نمود همان شاهكار خدائى بود كه مردم را مجذوب بيان شيرين و شيوا و اسلوب زيباى خود ساخته بود و مردم براى روشن شدن از بناى كلمات و تركيب جمل و معانى الفاظ و فصاحت و بلاغت بيانات و صنعتهاى لفظى ظريف آن ‏نيازمند شدند كه قوانين كلى آنها را با اشباه و نظائرى كه در لغت عرب داشتند بدست آورند و بكمك آنها از كنجكاوى خود نتيجه گيرند و بدين ترتيب علمهاى صرف و نحو و لغت و فنون سه گانه بلاغت تنقيح و تنظيم شد.

منقول است كه ابن عباس كه از مفسرين صحابه بود معانى آيات را از راه استشهاد باشعار عرب بيان ميكرد و بجمع آورى و حفظ اشعار عرب توصيه مينمود و ميگفت: «الشعر ديوان العرب» و با چنين عنايتهائى نثر و شعر عرب ضبط شد تا بجائى رسيد كه دانشمند شيعى معروف خليل بن احمد بصرى در لغت، كتاب العين را نوشته و علم عروض را براى شناختن اوزان اشعار وضع نمود و ديگران نيز در اين دو فن تأليفاتى كردند و فن تاريخ نيز در اسلام از فن حديث مشتق شده و در آغاز از قصص انبياء و امم و از سيرت پيغمبر اكرم (ص) شروع شده و پس از آن تاريخ صدر اسلام بآن اضافه شده بعد بصورت تاريخ عالم در آمده و مورخينى مانند طبرى و مسعودى و يعقوبى و واقدى كتابهائى نوشتند و بجرأت ميتوان گفت كه عامل اصلى اشتغال مسلمانان بعلوم عقلى از طبيعيات و رياضيات و غير آنها بصورت نقل و ترجمه در آغاز كار و بنحو استقلال و ابتكار در سرانجام همان انگيزه فرهنگى بود كه قرآن مجيد در نفوس مسلمانان فراهم كرده بود در آغاز كار بدست مقام خلافت كه آنروزها ميان ملت عرب مستقر بود علوم مختلف عقلى از يونانى و سريانى و هندى بعربى ترجمه شد و پس از آن در دسترس همه مسلمانان جهان كه از ملل مختلف بودند قرار گرفت و روز بروز بر وسعت تحقيقات و دقت مطالب و حسن انتظام خود افزود.

و معلوم است كه مدنيت وسيع اسلامى كه كمى بعد از هجرت و رحلت قسمت معظم معموره را تحت تسلط خود گرفت و در آن حكومت‏ نمود ... يكى از آثار بارزه قرآن مجيد بود ... و بديهى است چنين تحولى كه يكى از حلقه‏هاى بارز سلسله حوادث جهان ميباشد، در حلقه‏هاى بعدى تأثير بسزائى خواهد داشت و از اين روى يكى از علل و مقدمات تحول امروزى و بسط و پيشرفت فرهنگ جهان، قرآن مجيد خواهد بود.

پایان گفتار علامه طباطبایی.

۸.قرآن، زمینه ‏ساز پیدایش و رشد علوم

تشویق دانش و دانشمندان، بوسیله قرآن، در پیدایش و رشد بسیاری از علوم در جهان اسلام فوق العاده موثر بود، بطوری كه پس از دو قرن تمدنی پویا و شكوفا بوجود آمد.

این علوم مشروحا عبارتند از:

الف: علومی كه قرآن مستقیما باعث پیدایش آنها شده است:

یعنی دانشهایی که بعد از نزول قرآن و در رابطه مستقیم با آن بوجود آمده و كم‏كم رشد یافته و بصورت دانش مستقل درآمده اند، كه این علوم گاهی به الفاظ قرآن و گاهی به معانی و معارف قرآن می‏پردازد، و در طول تاریخ در مورد هر كدام از آنها كتاب‏های متعدد نوشته شده است، از جمله:

 علم تجوید قرآن كه به كیفیت تلفظ حروف و حالات آن‏ها می‏پردازد و مبانی و فنون این امر را بررسی و بیان می‏كند.
 علم قرائات: كه به ضبط قرائت‏های هفتگانه (یا دهگانه یا چهارده‏گانه) قرآن می‏پردازد و تاریخ و دلایل و قاریان آن‏ها را بیان می‏كند.

دانش رسم الخط قرآن كه به قواعد نگارش خط عربی بطور عامل و خط قرآن بصورت خاص می‏پردازد و اقسام خط (نسخ، كوفی و...) و ویژگی‏های آن‏ها را بیان می‏كند.

علوم قرآن كه در مورد اطلاعات مربوط به قرآن در حوزه محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ، تاویل، باطن و... می‏پردازد.
 فقه القرآن: كه به مباحث آیات الاحكام و دیدگاه‏ها و دلایل آن‏ها می‏پردازد.

 علم تفسیر كه به بیان معانی و مقاصد آیات قرآن می‏پردازد و به دو صورت تفسیر ترتیبی و موضوعی انجام می‏گیرد.

علم حدیث که به تبیین و تفسیر آیات قرآن بر اساس احادیث پیامبر و اهل بیت علیهم السلام اختصاص دارد.
ب: علومی كه قرآن غیرمستقیم باعث پیدایش آنها شده است، یعنی یا تشویق قرآن به علم در ایجاد آنها دخیل شد و یا با هدف خدمت رسانی به علم و دانش قرآنی بوجود آمدند.

 علم تفسیر مهمترین نمونه از اینگونه علوم بوده است.
علم درایة: برای بیان اصطلاحات مربوط به حدیث و تحولات آنها شكل گرفت.

علم رجال که برای بیان حالات راویان و سند روایات شكل گرفت.
 علم كلام: مباحث اعتقادی را بیان و از آن‏ها دفاع می‏كرد؛ ریشه در آیات اعتقادی و احادیث اسلامی داشت
 علم فقه که به استنباط قوانین شرعی از آیات الاحكام و احادیث فقهی می‏پرداخت.

علم اصول الفقه كه قوانین مربوط به استنباط از قرآن و حدیث را بیان می‏كرد و در حقیقت منطق فهم آنها شمرده میشد.

علوم ادبی عرب كه شامل علم نحو، صرف، اشتقاق، معانی، لغت و وجوه و نظائر می‏شد؛ این علوم برای فهم بهتر و منضبط آیات قرآن و نیز برای تلفظ صحیح آیات بنیان‏گذاری شد، ولی از آنجا كه فواید عام برای تمام علوم داشت ، كم كم بصورت علومی مستقل درآمد و میراث گرانبهایی برای ملت عرب مدون گردید.

علم تاریخ که از «قصص قرآن» و پیامبران و سیره پیامبر(ص) و احادیث شروع شد و در ادامه بصورت تاریخ قبل و بعد از اسلام و تاریخ جهان پدیدار گشت و كتاب‏های تاریخ را شكل داد.
ج: علومی كه قرآن باعث رشد آنها شده است:

برخی علوم در فرهنگ و تمدن‏های ملت‏های مختلف وجود داشته و گاهی از یك ملت به ملت دیگر منتقل می‏شود و رشد می‏یابد و گاهی این جریان بر عكس می‏شود.

مسلمانان نیز از این قاعده مستثنی نبوده‏اند و برخی علوم را از یونانیان، ایرانیان و هند ترجمه كردند و بر عمق و وسعت آنها افزودند، از جمله:

فلسفه: كه در آغاز از یونان وارد شد.

منطق که اصل این علم نیز از یونان به حوزه علوم مسلمانان راه یافت.

ریاضیات که این علم نیز با توجه به تشویق قرآن به علم در بین مسلمانان پیشرفت زیادی كرد، زیرا که از ملزومات درک و فهم بسیاری دیگر از دانشها بشمار می آمد.

علوم پزشكی که در بین مسلمانان رشد زیادی كرد و این مطلب تحت تاثیر توجه قرآن به امور بهداشتی و نیز توجه احادیث به آنها بود.

كیهان‏شناسی (نجوم) که به ماه و خورشید و ستارگان و حركت آنها اشاره داشت و مسلمانان را برای قبله یابی بی نیاز میساخت.

منابع و مآخذ:

 تکامل در پرتو اخلاق:

غلامرضا سلطانی

قرآن در اسلام:

علامه طباطبایی

نقش قرآن و علوم قرآنی در تولید علم:

محمدکاظم شاکری[خبرگزاری فارس]

جایگاه علم در قرآن مجید:

www.bia2javan.com

کانون گفتگوی قرآنی:

www.askquran.ir

مقصود از علم در قرآن چیست؟:

www.porsojoo.com

نورعلم تجلی بخش حیات بشری:

Forghan30.parsiblog.com

همچنین جهت مطالعه بیشتر در این زمینه میتوانید به كتاب‏های ذیل مراجعه فرمایید:

*پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، علی اكبر ولایتی، مركز اسناد و خدمات پژوهشی

*علوم اسلامی و نقش آن در تحول علمی جهان، آلدو میه ‏لی، ترجمه محمدرضا شجاع رضوی و دكتر اسداللَّه علوی، بنیاد پژوهش‏های آستان قدس رضوی

*تاریخ تمدن اسلامی، جرجی زیدان

*کارنامه اسلام، دكتر عبدالحسین زرین كوب

*علل پیشرفت و انحطاط مسلمین، زین العابدین قربانی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 15:57  توسط مهناز عباسیان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
"قرآن چون کتاب خداست حکم کتاب طبیعت را دارد، هر دوره ای و هر زمانی باید مسلمین و مومنین روی آن مطالعه کنند.به طور کلی یک سلسله اخبار و احادیث داریم به این مضمون که قرآن ظاهری دارد و باطنی و حدیثی از پیامبر اکرم(ص) داریم که می فرمایند: "ظاهره انیق و باطنه عمیق، له تخوم و علی تخومه تخوم لا تحصی عجائبه ولا تبلی غرائبه" که "ظاهره انیق" زیبایی اش را می گوید، "باطنه عمیق" جنبه علمی و فکری اش را می گوید "(کتاب شرح مطهر بر احادیث نبوی) در این وبلاگ سعی بر آن داریم که کاربرد قرآن را در زندگی بررسی کنیم امیدوارم با نظرات خود بنده را در این امر یاری رسانید

نوشته های پیشین
اسفند 1392
دی 1391
آبان 1391
مهر 1391
مهر 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
دی 1389
آذر 1389
آرشیو موضوعی
پیشگفتار
وظایف زن و شوهر در قبال هم از دید قرآن
روابط والدین و فرزندان در آینه قرآن
تعریف و تقسیم بندی علم
قرآن و علم
نکاتی اخلاقی از دیدگاه قرآن
بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را
زیبایی قرآن
دعای تحویل سال
بوی بد کینه
اقتصاد خانواده و اجتماع قرآنی
سکولاریسم
دیدگاههای پیرامون اختیار(جبر/تفویض/عدل)
بررسی عشق در ادبیات عرفانی و دینی
مقام مادر
سیر تشیع در اصفهان
نظام خانواده از نظر قرآن
فداکاری
مناجات
رابطه ی انسان و جهان از نظر قرآن و نهج البلاغه
پیوندها
موسسه فرهنگي هنري جامعه القرآن الكريم
پژوهشکده اعجاز قرآن
پایگاه اطلاع رسانی حوزه
جوانان پارسی
مدرسه الزهرا مبارکه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

بسم الله الرّحمن الرّحیم     اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.     اللهم صلّ علی محمّد وآل محمّد و عجّل فرجهم     جهت سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام عصر صلوات    التماس دعا    دریافت کد از: زیبا ساز وب